متولد ماه مهر

متن مرتبط با «آن من است او هی» در سایت متولد ماه مهر نوشته شده است

زمانه را به کام من شراب کن*

  • نیلوبلاگ

    ساعت از ۳ نیمه شب گذشته و نتونستم بخوابم.مثل کودکی که در برابر خوابیدن مقاومت میکنه، در عین حال که از خستگی پلکهام داره می افته، نمیخوام بخوابم. شب قشنگیه؛ میخوام تا صبح بیدار بمونم. بخوانید...

    ادامه مطلب
  • مدیرکل روان انسان ناخودآگاه هست؛ جانشین فرماندهی ناخودآگاه؛ عقده ها

  • نیلوبلاگ

    گل و هدیه های روز مهندس یکجا با یه جمله ی به زعم خودم "ملیح" استاتوس کردم. بعد با خودم فکر کردم من که در ذهنم این رفتارها رو در دیگران شماتت میکردم و نکوهیده و مذموم میدونستم چرا پس...؟! با خودم بخوام روراست باشم دیشب تا حالا کلی فکر کردم این نشانه ی چه عقده ای در من بوده که عیان شده؟ درمانش چیه؟ راه حل ... اینکه بگم دیگه مراقبم چنین کاری نکنم قطعا درمان نیست؛ مسکن و راه حل موقت هست. بخوانید...

    ادامه مطلب
  • وقایع از آنچه به چشم می آیند کوچکترند

  • نیلوبلاگ

    مهمترین وظیفه من نسبت به خودم در وقت وقوع بحران این هست که خودم رو آروم کنم و به خودم یادآوری کنم فقط یه بحران اتفاق افتاده و فاجعه ای در کار نیست. بخوانید...

    ادامه مطلب
  • تولید حس ارزشمندی کاذب در دیگران

  • نیلوبلاگ

    من یه ایراد بزرگ دارم؛ از آدمها دیر ناامید میشم. به امید برطرف شدن همه ی ایرادهای بزرگ اینجانب...

    ادامه مطلب
  • اشتباهی که پیش آمده

  • نیلوبلاگ

    اشتباهی که پیش آمده https://eshtebahy.blog.ir/ fa https://blog.ir/ Thu, 29 Sep 2022 03:39:08 +0330 پاییز بوی خون میده امسال... https://eshtebahy.blog.ir/1401/07/07/%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%B2-%D8%A8%D9%88%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D9%86-%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D9%85%D8%B3%D8%A7%D9%84 <div style="direction:rtl"><p>خدایا </p> <p>به سکوت این روزها نسوزیم...</p> <p>کمک کن عافیت طلبی ما رو هل نده سمت خسرالدنیا و الاخره</p></div> Thu, 29 Sep 2022 03:39:08 +0330 https://eshtebahy.blog.ir/1401/07/07/%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%B2-%D8%A8%D9%88%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D9%86-%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D9%85%D8%B3%D8%A7%D9%84#commen...

    ادامه مطلب
  • بی هیچ بازگشتی؛ رفت!

  • نیلوبلاگ

    دیشب خواسته از پشت میزش بلند بشه که قلبش گرفته و افتاده زمین. بعدش چه شد؟ بعدی وجود نداشت. امروز رفتیم به خاک سپردیمش و به همین سادگی یکی از عزیزترین دوستانم دیگر جسم مادی ندارد. احساس میکنم بدنم حجم وسیعی از دلتنگی را در خودش جا داده و پوستم برای زندانی کردن این حجم دلتنگی نازک است. چیزی گلویم را زخم کرده؛ چیزی از جنس نبودنش... بخوانید...

    ادامه مطلب
  • ای مونس و غمگسار چونی بی من*

  • نیلوبلاگ

    چرا منتظرم حالم رو بپرسی؟ شاید چون رفاقت حرمت داره و تو هنوز در شمار رفقایی برای من. چرا من حالت رو نمی پرسم؟ چون جون طرد شدن ندارم...تو همان لبخندی بر لبانم....

    ادامه مطلب
  • منطقه پرواز ممنوع

  • نیلوبلاگ

    چشمهات خیلی زیباست. از نگاهت سخت میشه چشم برداشت....

    ادامه مطلب
  • تو خود تمام منی

  • نیلوبلاگ

    تو اهل قبیله ی منی. با تو چندصدهزار نفرم....

    ادامه مطلب
  • کجای داستانی

  • نیلوبلاگ

    لازمه که آرامشت رو حفظ کنی چون درگیری درونی هیچ کمکی نمیکنه. خودت رو آروم کن....

    ادامه مطلب
  • قندِ مکررِ منی

  • نیلوبلاگ

    زهرا گفته اسمش رو بیاری تو دهنت فلفل می ریزم...خنده م گرفت. گفتم بدون فلفل هم دیگه اسمش رو ازم نمیشنوی؛ خودمم دیگه از خودم نمیشنوم مطمئن باش. انقدر بامزه و خنده دار تلخی ها رو تحلیل میکنه که فکر میکنم ده سال پیش که زهرا در زندگیم نبود با چه فیلتری تلخی ها رو میشکافتم.زهرا یه حالِ شیرین و با دوام هست برای من......

    ادامه مطلب
  • مقصد؛ اوکراین

  • نیلوبلاگ

    دارم به همه ی آدمهایی فکر میکنم که منتظر مسافرشون پیام بده یا تماس بگیره بگه: رسیدم!...

    ادامه مطلب
  • وقتی ندارمت حواست هست تو هم من رو نداری؟

  • نیلوبلاگ

    دلم برای صدا زدن اسمت تنگ شده و همزمان بهت حق میدم بخوای با قهر تنبیهم کنی چون فکر میکنی دارم خطا میکنم. ولی وقت بده دلجویی کنم؛ یه راهی باز کن ... پشت دیوار نگه داشتن من حالت رو خوب نمیکنه. من یه تیکه از توام...خودت رو ناقص نکن....

    ادامه مطلب
  • شنا در استخرِ خالی

  • نیلوبلاگ

    گاهی به اعتراض میگه الان که نسبت به پدر و مادرت دچار نسیانشدی... و هیچ نمیگم در جوابش. آدمها چی میدونن از ما؟ از فراموشی؟ از منویات ما. بهتره بگذاریم در خیالات منطقی خودشون غوطه ور باشن....

    ادامه مطلب
  • گاهی نامید میشم ازت با اینکه دوستت دارم

  • نیلوبلاگ

    گله کردن و غر زدن کار احمقهاست من یا امید دارم به تغییر و حرف میزنم یا ناامیدم از فهم آدمها و سکوت میکنم در هر دو حالتش میتونم آدمها رو دوست داشته باشم....

    ادامه مطلب
  • به راستی صلت کدام قصیده ای ای غزل! *

  • نیلوبلاگ

    الان که می بینم سعید با چه نگرانی کنارم هست و ازمن مراقب میکنه؛ سعید پرمشغله ی گرفتار، فکر میکنم خدا اگر بخواد وعده ی فریبنده بده رود عسل و حوری فریب اغواکننده ای نیست. بهشت جایی هست که شما رو دوست دارن و به شما بها میدن. جایی که شما در اولویت هستید و آدمها آغوششون و حضورشون امن ترین پناهگاه جهان هست. بهشت خونواده ست....

    ادامه مطلب
  • چقدر مامان بود اون لحظه ها...

  • نیلوبلاگ

    دیروز غروب که کلی سیم بهم وصل بود و روی تخت اورژانس دراز کشیده بودم سعید چشمهاش پر از اشک شد. گفت فاطمه تو رو از دست ندم یکوقت. چشمهام رو بستم و لبخند زدم؛ قشنگ نیست یکی دلشوره ی نبودنتو داشته باشه؟ یکی که کلی آدم دوستش دارن وسط شلوغیهاش چشمش به نبودن تو هست. چشمهای سرخش همه عمرم یادم می مونه؛ دستهاش که از دیدن نوار قلبم یخ کرد یادم می مونه. در برابرش خلع سلاح میشم. نمیشه دوستش نداشته باشم:)...

    ادامه مطلب
  • سیاوشی که نم نم میسوزد و اب میشود...

  • نیلوبلاگ

    کافیه براتون بزنهزیر آواز تا ببینید چقدر ردیف و گوشه های موسیقی رو میشناسه و صداش دوست داشتنی هست برای همه؛ کافیه روبه روش بشینید و چند کلمه باهم حرف بزنید تا ببینید چقدر خوش صحبته. کافیه به کمکش نی...

    ادامه مطلب
  • پناهگاهی به نام پرستش

  • نیلوبلاگ

    لااله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین از تاریکی شکم نهنگ از ناامیدی از هرجایی میشه به خدا پناه برد اگر خلوص داشته باشیم و متواضع باشیم در برابرش... به تو پناه می برم....

    ادامه مطلب
  • دولت آن است که بی خون دل اید به کنار*

  • نیلوبلاگ

    خنده داره که واسه رسیدن به موقعیتی تلاش کنی بعد که به دست آوردیش فکر کنی درست همین بود؟! اشتباهی پیش نیامده ؟...

    ادامه مطلب