
دارم دنبال کار جدید میگردم و از همیشه خوشحالترم. بعد از سالها بالاخره رسیدم. بالاخره شد....
ادامه مطلب
الان؟ سیل چیزایی داره منو می بره که زیرسیبیلی رد کردم.میدونی دارم از چی حرف میزنم؟ از جزئیاتی که نادیده میگیریم و بعد متوجه میشیم نشانه بودن. عقوبت آدمی که نشانه ها رو نادیده بگیره، سخت و شدید خواهد بود. بخوانید...
ادامه مطلب
میدونی فلانی من هیچ وقت یادم نمیره که تو رو دارم تو هم منو یادت نمیره اما دلتنگیم برای تو رو آدمهایی پر میکنن که ناخن شصت پات هم نیستن. این بده. بخوانید...
ادامه مطلب
عزیزدلم ذهن، ما رو درباره چیزهایی که نداریم فریب میده و اهمیت اونها رو برای ما صدچندان نشون میده درحالی که واقعیت نداره. همیشه دقت کن ارزش داشته هات رو به دلیل در دسترس بودن ناچیز و کم نبینی. ابزارهای باارزش تو برای خوب زیستن همین داشته ها هستن و فقط انسانی که فاقد تعقل و منطق باشه بجای بهره مندی از داشته هاش در مسیر رشد؛ به ابزارهای دیگران غبطه میخوره که این کار به تنهایی فلج کننده ترین انتخاب هست. بخوانید...
ادامه مطلب
من یه ایراد بزرگ دارم؛ از آدمها دیر ناامید میشم. به امید برطرف شدن همه ی ایرادهای بزرگ اینجانب...
ادامه مطلب
رابطه ای که عشق رو در ازای گرفتن آرامش به من بده؛ اصلا برام ارزشمند و وسوسه کننده نیست....
ادامه مطلب
امیرحافظمدوست دارم به غمت در روزهایی که حالی شبیه حال من رو داشتی احترام بگزارم اما شوربختانه باید بگم روزگار خلاف مسیر غمهای ما پیش میره و هیچ جای خالی ای تا ابد خالی نمی مونه. میوه ی دلم! به چشم دیدم روزگار رد زخم رو طلااندود میکنه و همیشه فرصت شیرین تری در راهه. پسرم؛ صبح های شیرین غمِ شب های تار رو محو میکنه؛ فقط کافیه چشم اندازی باشه که بهش نگاه کنی و دمادم زل نزنی به تاریکی... بخوانید...
ادامه مطلب
دیشب خواسته از پشت میزش بلند بشه که قلبش گرفته و افتاده زمین. بعدش چه شد؟ بعدی وجود نداشت. امروز رفتیم به خاک سپردیمش و به همین سادگی یکی از عزیزترین دوستانم دیگر جسم مادی ندارد. احساس میکنم بدنم حجم وسیعی از دلتنگی را در خودش جا داده و پوستم برای زندانی کردن این حجم دلتنگی نازک است. چیزی گلویم را زخم کرده؛ چیزی از جنس نبودنش... بخوانید...
ادامه مطلب
چرا منتظرم حالم رو بپرسی؟ شاید چون رفاقت حرمت داره و تو هنوز در شمار رفقایی برای من. چرا من حالت رو نمی پرسم؟ چون جون طرد شدن ندارم...تو همان لبخندی بر لبانم....
ادامه مطلب
هر پایان تلخی ارزش جشن گرفتن داره؛ چون تموم شده. بلوغ همیشه درد داره عزیزم...
ادامه مطلب
من ازش جدا شدم و در آینه زیباترم. احساس قدرت میکنم. دیگه هرروز ندارمش اما هنوز خوبم و این خیلی زیباست...
ادامه مطلب
سلام بابا تولدت مبارک خواستم بدونی خیلی دوستت دارم...
ادامه مطلب
گفتم مامانم اگر بود جنازه ی منم روی دوش فلانی نمیگذاشت؛ اما بالاخره که چی! یه جوری باهاش کنار میام... گفت برای خودت مادری کن، بهش بگو نه. منصوره جانم تو مادرمی بعد از مادرم؛ تو پدرمی بعد از پدرم تو امیدمی وقت ناامیدی...
ادامه مطلب
زندگی با دستگاه اکسیژن سخت بود اما نه به اندازه زندگی بی شما غیبتتون در حافظه و قلبم غیرموجه ثبت شده...
ادامه مطلب
هرچیزی که با فرکانس خودمو راه تازهو جریان تازه زندگیمهمخوانی نداره رو رها میکنم. اشا...
ادامه مطلب
اینکه بلد باشی به قضایا از منظر کلان نگاه کنی و جزئیات غرقت نکنه اهمیت داره. من بلد نیستم اما دارم تمرین میکنم یاد بگیرم....
ادامه مطلب
در خلال 175 دقیقه جلسه رییس گفت: آدم دروغ هایی که به خودش میگه رو خیلی زودتر از دروغ هایی که به دیگران میگه باورش میشه. لزوما دروغ نه؛ ولی جدی گرفتن یک خطای تحلیلی یا شناختی از چی ناشی میشه؟ میخوام وقت بذارم دروغ هایی که به خودم گفتم رو پیدا کنم....
ادامه مطلب
خاطرات ما با آدمهایی که دیگه نیستن؛ شبیه تصویرهای ثبت شده در گوشی موبایل یا آلبوم هاست. ما این تصویرها رو، این خاطرات رو یک بار زندگی کردیم. چه شیرین و چه تلخ؛ پس باید بپذیریم در جریان و ساری و جاری نیستن و تمام شدن؛ گاه با مرگ و یا جدایی.اگر مرور میشن نباید سعی کنیم بازسازی شون کنیم و بهشون زندگی بدیم؛ یه لبخند و یک آه کافیه. این لحظه ت رو حالا زندگی کن....
ادامه مطلب
گاهی به اعتراض میگه الان که نسبت به پدر و مادرت دچار نسیانشدی... و هیچ نمیگم در جوابش. آدمها چی میدونن از ما؟ از فراموشی؟ از منویات ما. بهتره بگذاریم در خیالات منطقی خودشون غوطه ور باشن....
ادامه مطلب
اون روز مامان رو جلوی کارگزاری بیمه پیاده کردم. تا برسم مدرسه باهم حرف زدیم. گفتم اگر دوستش داری بجنگ تلاش کن کم نیار. گفت خانم سروری چقدر بجنگم. خسته ام... چند ماه بعد با یه دختر دیگه نامزد کرد. اندازه قبلی دوستش نداشت اما کنارش آرامش داشت. میگفت از نظرش همین که هستم خوبه؛ نه جنگ میخواد نه کوه کندن. گفت اعصاب و حوصله و جون و عمر مفت میخواد عاشقی؛ گفت دیگه عاشق نیستم اما خوشبختم. حالا به حرفهاش برمیگردم و فکر میکنم چه حرفهای گران و قیمتی به من زد....
ادامه مطلب