
جدا شدن با فاصله گرفتن و با دور انداختن تفاوت داره. من تو رو دور انداختم؛ ازت جدا نشدم. طبیعتا هیچ کس دلتنگ چیزهایی که دور انداخته نمیشه....
ادامه مطلب
از آدمهایی که در شما تولید عقده و زخم روانی میکنند جدا بپرهیزید....
ادامه مطلب
اشتباهی که پیش آمده https://eshtebahy.blog.ir/ fa https://blog.ir/ Thu, 29 Sep 2022 03:39:08 +0330 پاییز بوی خون میده امسال... https://eshtebahy.blog.ir/1401/07/07/%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%B2-%D8%A8%D9%88%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D9%86-%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D9%85%D8%B3%D8%A7%D9%84 <div style="direction:rtl"><p>خدایا </p> <p>به سکوت این روزها نسوزیم...</p> <p>کمک کن عافیت طلبی ما رو هل نده سمت خسرالدنیا و الاخره</p></div> Thu, 29 Sep 2022 03:39:08 +0330 https://eshtebahy.blog.ir/1401/07/07/%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%B2-%D8%A8%D9%88%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D9%86-%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D9%85%D8%B3%D8%A7%D9%84#commen...
ادامه مطلب
سلام بابا تولدت مبارک خواستم بدونی خیلی دوستت دارم...
ادامه مطلب
و یاد میگیریم به آدمها دقیقا به حدی که قابل اعتماد بودنشان را اثبات کردند؛ اعتماد کنیم. نه حتی ارزنی بیشتر. و یاد میگیریم فضای خطای کمی به آدمها بدهیم و یاد میگیریم امن و آسوده زندگی کنیم....
ادامه مطلب
روز اول کاری بعد از تعطیلات مدرسه بدون چادر مدرسه رفتم. همکارم تا من رو دید گفت تغییرات مبارکه. گفتم من بدون چادر هم با حجابم تفاوتی نکردم. بعد فکر کردم درتصمیم گیری های شخصی وقتی به دیگران توضیح مید...
ادامه مطلب
برای همه ی ساعت هایی که جا داشت این دوستی ده ساله نشه؛ برای همه ی ترک هایی که با محبت و صبوری و تدبیر تو پر شد ازت ممنونم تا زنده هستم. امروز داشتم فکر میکردم چای خوردن با تو یه حال متفاوتی داره...همیشگی باش. ...
ادامه مطلب
انگیزه های متعددی برای نوشتن وجود داره؛ من اگر بخوام شبها بخوابم باید حتما بنویسم. وگرنه داستانها ذهنم رو رها نمیکنن....
ادامه مطلب
گله کردن و غر زدن کار احمقهاست من یا امید دارم به تغییر و حرف میزنم یا ناامیدم از فهم آدمها و سکوت میکنم در هر دو حالتش میتونم آدمها رو دوست داشته باشم....
ادامه مطلب
اون روز مامان رو جلوی کارگزاری بیمه پیاده کردم. تا برسم مدرسه باهم حرف زدیم. گفتم اگر دوستش داری بجنگ تلاش کن کم نیار. گفت خانم سروری چقدر بجنگم. خسته ام... چند ماه بعد با یه دختر دیگه نامزد کرد. اندازه قبلی دوستش نداشت اما کنارش آرامش داشت. میگفت از نظرش همین که هستم خوبه؛ نه جنگ میخواد نه کوه کندن. گفت اعصاب و حوصله و جون و عمر مفت میخواد عاشقی؛ گفت دیگه عاشق نیستم اما خوشبختم. حالا به حرفهاش برمیگردم و فکر میکنم چه حرفهای گران و قیمتی به من زد....
ادامه مطلب
دیروز غروب که کلی سیم بهم وصل بود و روی تخت اورژانس دراز کشیده بودم سعید چشمهاش پر از اشک شد. گفت فاطمه تو رو از دست ندم یکوقت. چشمهام رو بستم و لبخند زدم؛ قشنگ نیست یکی دلشوره ی نبودنتو داشته باشه؟ یکی که کلی آدم دوستش دارن وسط شلوغیهاش چشمش به نبودن تو هست. چشمهای سرخش همه عمرم یادم می مونه؛ دستهاش که از دیدن نوار قلبم یخ کرد یادم می مونه. در برابرش خلع سلاح میشم. نمیشه دوستش نداشته باشم:)...
ادامه مطلب
کافیه براتون بزنهزیر آواز تا ببینید چقدر ردیف و گوشه های موسیقی رو میشناسه و صداش دوست داشتنی هست برای همه؛ کافیه روبه روش بشینید و چند کلمه باهم حرف بزنید تا ببینید چقدر خوش صحبته. کافیه به کمکش نی...
ادامه مطلب
خنده داره که واسه رسیدن به موقعیتی تلاش کنی بعد که به دست آوردیش فکر کنی درست همین بود؟! اشتباهی پیش نیامده ؟...
ادامه مطلب
با لبخند گفت سروری دوشادوش خودم روی بودنت حساب میکنم. گفت ممنون که دقیقو مسئولیت پذیر و بی حاشیه ای. این تعریفها رو از آقایی شنیدم که از جلسات ماهیانه ش همکاران با گریه و خشم میان بیرون...فکر کنم دیگه ازش بدم نمیاد....
ادامه مطلب
بهم آرامش میده...دیدارش کلماتش در آغوش گرفتنش... برای من دنیاست. دوستش دارم خانوم آقایی هزارساله شو چون دنیا بدون تو جای نفس کشیدن نیست....
ادامه مطلب
دلم براش تنگ شده...مگه میشه با یکی 55 هزار کیلومتر راه بری بعد عاشقش نشی؟ امروز صبح که دیدم پارکینگ جاش خالیه فکر کردم شبها دور از من کجا می مونه. مگه میشه برام مهم نباشه وقتی دوستش دارم؟...
ادامه مطلب
یه طوری خسته ام که لازم دارم همه چیز رو زمین بگذارم و خودم رو بغل کنم. سکوت و تنهایی لازم دارم خودم رو یادم بیاد. یه راه دیگه هم دارم خودم رو یادم نیاد؛ اونچه که در حال هستم رو بسازم. از نو. ابزار دارم؟...
ادامه مطلب
دیگه به نظرم بخار اب نیست. گفت : از اینکه با اون جسارت و صراحت در جلسه رسمی اعتراض کردی ازت ممنونم. سروری رفتار تو رو بخاطر حرفه ای بودنش تحسین میکنم. فکر کنم دیگه از این به بعد هفته ای یکبار بهش سلام کنم :)...
ادامه مطلب
دیروز به بچه ها گفتم ممکنه نیام ممکنه ناراحت شدن اغلبشون؛ دوتاشون زدن زیر گریه و چند تایی بغض کردن. بی تفاوت هم داشتیم البته... بعد گفتم بچه ها رفتنم یه شوخی بود. کنارتون هستم. دوستشون دارم و دلم براشون تنگ میشه اگر نبینمشون. هلیا گفت خانوم وسط سال وسط راه وقت بی وفایی, نیست. نباید ما رو تنها بذارید... دلم مچاله شد. دوست ندارم غمگینشون کنم....
ادامه مطلب
تاب آوردنِ نبودنت از هرکسی ساخته نبود. انگار که یک کوه سفر کرده از این دشت انقدر که خالی شده بعد از تو جهانم تو نمیدونی از دست دادن و دلتنگی چه طعمی داره؛ مثل قورت دادن خون میگذره. شبیه عذابی که باید ازش عبور کنی. درد شاعرانه ترین وجه زندگی آدم هست؛ درد نبودنت ؛ آخ از نبودنت من دردِ تو را به هیچ درمان ندهم. خواستم بدونید هنوزم نمیتونم فاتحه بخونم اما دوستتون دارم....
ادامه مطلب