
جدا شدن با فاصله گرفتن و با دور انداختن تفاوت داره. من تو رو دور انداختم؛ ازت جدا نشدم. طبیعتا هیچ کس دلتنگ چیزهایی که دور انداخته نمیشه....
ادامه مطلب
از آدمهایی که در شما تولید عقده و زخم روانی میکنند جدا بپرهیزید....
ادامه مطلب
من یه ایراد بزرگ دارم؛ از آدمها دیر ناامید میشم. به امید برطرف شدن همه ی ایرادهای بزرگ اینجانب...
ادامه مطلب
اشتباهی که پیش آمده https://eshtebahy.blog.ir/ fa https://blog.ir/ Thu, 29 Sep 2022 03:39:08 +0330 پاییز بوی خون میده امسال... https://eshtebahy.blog.ir/1401/07/07/%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%B2-%D8%A8%D9%88%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D9%86-%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D9%85%D8%B3%D8%A7%D9%84 <div style="direction:rtl"><p>خدایا </p> <p>به سکوت این روزها نسوزیم...</p> <p>کمک کن عافیت طلبی ما رو هل نده سمت خسرالدنیا و الاخره</p></div> Thu, 29 Sep 2022 03:39:08 +0330 https://eshtebahy.blog.ir/1401/07/07/%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D8%B2-%D8%A8%D9%88%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D9%86-%D9%85%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D9%85%D8%B3%D8%A7%D9%84#commen...
ادامه مطلب
دیشب خواسته از پشت میزش بلند بشه که قلبش گرفته و افتاده زمین. بعدش چه شد؟ بعدی وجود نداشت. امروز رفتیم به خاک سپردیمش و به همین سادگی یکی از عزیزترین دوستانم دیگر جسم مادی ندارد. احساس میکنم بدنم حجم وسیعی از دلتنگی را در خودش جا داده و پوستم برای زندانی کردن این حجم دلتنگی نازک است. چیزی گلویم را زخم کرده؛ چیزی از جنس نبودنش... بخوانید...
ادامه مطلب
چرا منتظرم حالم رو بپرسی؟ شاید چون رفاقت حرمت داره و تو هنوز در شمار رفقایی برای من. چرا من حالت رو نمی پرسم؟ چون جون طرد شدن ندارم...تو همان لبخندی بر لبانم....
ادامه مطلب
من ازش جدا شدم و در آینه زیباترم. احساس قدرت میکنم. دیگه هرروز ندارمش اما هنوز خوبم و این خیلی زیباست...
ادامه مطلب
سلام بابا تولدت مبارک خواستم بدونی خیلی دوستت دارم...
ادامه مطلب
زندگی با دستگاه اکسیژن سخت بود اما نه به اندازه زندگی بی شما غیبتتون در حافظه و قلبم غیرموجه ثبت شده...
ادامه مطلب
و یاد میگیریم به آدمها دقیقا به حدی که قابل اعتماد بودنشان را اثبات کردند؛ اعتماد کنیم. نه حتی ارزنی بیشتر. و یاد میگیریم فضای خطای کمی به آدمها بدهیم و یاد میگیریم امن و آسوده زندگی کنیم....
ادامه مطلب
روز اول کاری بعد از تعطیلات مدرسه بدون چادر مدرسه رفتم. همکارم تا من رو دید گفت تغییرات مبارکه. گفتم من بدون چادر هم با حجابم تفاوتی نکردم. بعد فکر کردم درتصمیم گیری های شخصی وقتی به دیگران توضیح مید...
ادامه مطلب
در خلال 175 دقیقه جلسه رییس گفت: آدم دروغ هایی که به خودش میگه رو خیلی زودتر از دروغ هایی که به دیگران میگه باورش میشه. لزوما دروغ نه؛ ولی جدی گرفتن یک خطای تحلیلی یا شناختی از چی ناشی میشه؟ میخوام وقت بذارم دروغ هایی که به خودم گفتم رو پیدا کنم....
ادامه مطلب
برای همه ی ساعت هایی که جا داشت این دوستی ده ساله نشه؛ برای همه ی ترک هایی که با محبت و صبوری و تدبیر تو پر شد ازت ممنونم تا زنده هستم. امروز داشتم فکر میکردم چای خوردن با تو یه حال متفاوتی داره...همیشگی باش. ...
ادامه مطلب
گله کردن و غر زدن کار احمقهاست من یا امید دارم به تغییر و حرف میزنم یا ناامیدم از فهم آدمها و سکوت میکنم در هر دو حالتش میتونم آدمها رو دوست داشته باشم....
ادامه مطلب
اون روز مامان رو جلوی کارگزاری بیمه پیاده کردم. تا برسم مدرسه باهم حرف زدیم. گفتم اگر دوستش داری بجنگ تلاش کن کم نیار. گفت خانم سروری چقدر بجنگم. خسته ام... چند ماه بعد با یه دختر دیگه نامزد کرد. اندازه قبلی دوستش نداشت اما کنارش آرامش داشت. میگفت از نظرش همین که هستم خوبه؛ نه جنگ میخواد نه کوه کندن. گفت اعصاب و حوصله و جون و عمر مفت میخواد عاشقی؛ گفت دیگه عاشق نیستم اما خوشبختم. حالا به حرفهاش برمیگردم و فکر میکنم چه حرفهای گران و قیمتی به من زد....
ادامه مطلب
کافیه براتون بزنهزیر آواز تا ببینید چقدر ردیف و گوشه های موسیقی رو میشناسه و صداش دوست داشتنی هست برای همه؛ کافیه روبه روش بشینید و چند کلمه باهم حرف بزنید تا ببینید چقدر خوش صحبته. کافیه به کمکش نی...
ادامه مطلب
خنده داره که واسه رسیدن به موقعیتی تلاش کنی بعد که به دست آوردیش فکر کنی درست همین بود؟! اشتباهی پیش نیامده ؟...
ادامه مطلب
با لبخند گفت سروری دوشادوش خودم روی بودنت حساب میکنم. گفت ممنون که دقیقو مسئولیت پذیر و بی حاشیه ای. این تعریفها رو از آقایی شنیدم که از جلسات ماهیانه ش همکاران با گریه و خشم میان بیرون...فکر کنم دیگه ازش بدم نمیاد....
ادامه مطلب
بهم آرامش میده...دیدارش کلماتش در آغوش گرفتنش... برای من دنیاست. دوستش دارم خانوم آقایی هزارساله شو چون دنیا بدون تو جای نفس کشیدن نیست....
ادامه مطلب
یه طوری خسته ام که لازم دارم همه چیز رو زمین بگذارم و خودم رو بغل کنم. سکوت و تنهایی لازم دارم خودم رو یادم بیاد. یه راه دیگه هم دارم خودم رو یادم نیاد؛ اونچه که در حال هستم رو بسازم. از نو. ابزار دارم؟...
ادامه مطلب