متولد ماه مهر

متن مرتبط با «تو همان لبخندی بر لبانم» در سایت متولد ماه مهر نوشته شده است

بعدش شاید دیگه نتونی باخودت چشم تو چشم بشی

  • نیلوبلاگ

    حفظ رابطه به تاب آوری نیاز داره. ولی خب مهمه که داریم چی رو تاب میاریم و برای چه هدفی و با چه استدلالی. و من الله توفیق...

    ادامه مطلب
  • تولید حس ارزشمندی کاذب در دیگران

  • نیلوبلاگ

    من یه ایراد بزرگ دارم؛ از آدمها دیر ناامید میشم. به امید برطرف شدن همه ی ایرادهای بزرگ اینجانب...

    ادامه مطلب
  • برای خودتون احترام قائل باشید

  • نیلوبلاگ

    اگر یکی دربرابر شما گستاخی کرد و دونفر دیدن؛ نرید برای نفر سوم روایت کنید! بخاطر حفظ شانتون در نگاه دونفر، نسنجیده رفتار نکنید که گلوله ی برفی گستاخی تبدیل بشه به بهمن وقاحت!  مدام بازخورد ندین؛ هرچیزی به جواب نیاز نداره. بخوانید...

    ادامه مطلب
  • شرح دهم غم تو را رشته به رشته موبه مو*

  • نیلوبلاگ

    همش عادته میخوام به دوریت عادت کنم....

    ادامه مطلب
  • خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست؟!*

  • نیلوبلاگ

    سلام بابا تولدت مبارک خواستم بدونی خیلی دوستت دارم...

    ادامه مطلب
  • مادری کردم برای خودم با یک نه!

  • نیلوبلاگ

    گفتم مامانم اگر بود جنازه ی منم روی دوش فلانی نمیگذاشت؛ اما بالاخره که چی! یه جوری باهاش کنار میام... گفت برای خودت مادری کن، بهش بگو نه. منصوره جانم تو مادرمی بعد از مادرم؛ تو پدرمی بعد از پدرم تو امیدمی وقت ناامیدی...

    ادامه مطلب
  • تو خود تمام منی

  • نیلوبلاگ

    تو اهل قبیله ی منی. با تو چندصدهزار نفرم....

    ادامه مطلب
  • درست دیدن روشی برای حل مساله ست

  • نیلوبلاگ

    اینکه بلد باشی به قضایا از منظر کلان نگاه کنی و جزئیات غرقت نکنه اهمیت داره. من بلد نیستم اما دارم تمرین میکنم یاد بگیرم....

    ادامه مطلب
  • روز و شب عربده با خلق خدا نتوان کرد*

  • نیلوبلاگ

    ما در زندگی با مسائلی مواجهیم که از جنس مقابله و تلاش برای حل مساله و واکنش نشون دادن نیست. باید یکبار بنشینیم بپذیریم این شرایط ماست و در برابرش ناگزیریم به پذیرش. بعد که هر روز دیگه درگیر نبودیم و آرامش نسبی به دهنمون برگشت به مسائلی بپردازیم که در دایره اختیارات و نفوذ و انتخابهای ماست. اگر این کار رو نکنیم به شکل روزمره با مواردی مواجهیم که نمیدونیم باید بپذیریم یا تلاش کنیم برای تغییرش و این دسته بندی نکردن ما رو گیج و خسته میکنه و تمرکز و دقتمون رو از دست میدیم....

    ادامه مطلب
  • دل بر کف

  • نیلوبلاگ

    گفت کاش خونتون طبقه همکف بود؛ می اومدم زیر پنجره تون میزدم زیر آواز......

    ادامه مطلب
  • کی بهتر از تو که بهترینی*

  • نیلوبلاگ

    برای همه ی ساعت هایی که جا داشت این دوستی ده ساله نشه؛ برای همه ی ترک هایی که با محبت و صبوری و تدبیر تو پر شد ازت ممنونم تا زنده هستم. امروز داشتم فکر میکردم چای خوردن با تو یه حال متفاوتی داره...همیشگی باش. ...

    ادامه مطلب
  • وقتی ندارمت حواست هست تو هم من رو نداری؟

  • نیلوبلاگ

    دلم برای صدا زدن اسمت تنگ شده و همزمان بهت حق میدم بخوای با قهر تنبیهم کنی چون فکر میکنی دارم خطا میکنم. ولی وقت بده دلجویی کنم؛ یه راهی باز کن ... پشت دیوار نگه داشتن من حالت رو خوب نمیکنه. من یه تیکه از توام...خودت رو ناقص نکن....

    ادامه مطلب
  • ای دل و جانم همه تو*

  • نیلوبلاگ

    بالاخره که باید راه دلجویی کردن از تو رو پیدا کنم.هر چقدر هم که دلخوریت از من عمیق باشه و هرچقدر ادای بی خیالی رو دربیارم تو بخشی از منی. به من برگرد...سخت گیر نباش و راه رو برای آشتی باز بگذار. من رو برای خودت مرور کن؛ منی که برای سی سالگیت از غصه ی پیرشدنت ساعتها گریه کردم و برات نامه نوشتم... اصلا مهم نیست حق با کی هست. ببین قهر روش خوبی برای ادمی که خونواده ش تکه های جانش هستن نیست. من هنوز فاطمه ام؛ هنوز و همیشه اما عمر همیشگی نیست. چرا به دلتنگی بگذره؟...

    ادامه مطلب
  • برای نوشدارو اگر جانت رو بخوان بی دارو بمیری که بهتره!

  • نیلوبلاگ

    اون روز مامان رو جلوی کارگزاری بیمه پیاده کردم. تا برسم مدرسه باهم حرف زدیم. گفتم اگر دوستش داری بجنگ تلاش کن کم نیار. گفت خانم سروری چقدر بجنگم. خسته ام... چند ماه بعد با یه دختر دیگه نامزد کرد. اندازه قبلی دوستش نداشت اما کنارش آرامش داشت. میگفت از نظرش همین که هستم خوبه؛ نه جنگ میخواد نه کوه کندن. گفت اعصاب و حوصله و جون و عمر مفت میخواد عاشقی؛ گفت دیگه عاشق نیستم اما خوشبختم. حالا به حرفهاش برمیگردم و فکر میکنم چه حرفهای گران و قیمتی به من زد....

    ادامه مطلب
  • باید برگشت...*

  • نیلوبلاگ

    بچه سال بودم. بیست ساله بیست و دو ساله شاید. انقدری بچه بودم که فکر میکردم عشق و دوست داشتن مهم ترین سرتیتر جهان هست. و بزرگ شدم. امیرحافظم تو هم بزرگ میشی و متوجه میشی خبری نیست. پسرم عاشقی زیر برف شدید قدم زدن هست؛ چقدر میخوای طاقت بیاری و یخ نزنی چون از درون پر از حرارتی. جان و دل مادر عقل تنها تکیه گاه تو هست وقتی عاشق بشی و اگر از عقل دور بشی در شهری که برف یکپارچه سفیدش کرده و سرماش استخوان سوزه، نادر احتمال داره بتونی سالم به خونه برگردی یا اصلا برگردی....

    ادامه مطلب
  • از محسنات داشتن برادر کوچکتر

  • نیلوبلاگ

    هر وقت فحش جدید میشنوم برای ارزیابی اینکه چقدر زشته از پرهاممی پرسم ایشون هم سعی میکنه در فضای مودبانه برام جا بندازه چقدر کلمه مذکور قبیح هست :)...

    ادامه مطلب
  • در زمانه ی بنزین سه هزارتومانی

  • نیلوبلاگ

    یه خطای مالی کردم در جابجایی پول ها و یک میلیون و چهارصد از دست داد. تاوان نگرفت حرف درشت نزد حتی اخم نکرد. فقط گفت فدای سرت و فقط خدا میدونه چقدر شرمنده شدم از اینکه برادرم چنین صبور با خطاهای من برخورد میکنه....

    ادامه مطلب
  • تو بمان! مژده ی بهاری

  • نیلوبلاگ

    مامان چقدر حضورت لازم بود بعضی حرف ها رو نه میشه به خواهر گفت نه دوست. لازم داشتم مشورت کنیم باهم...مامان خیلی دوستت دارم....

    ادامه مطلب
  • بدهکارم به تو...

  • نیلوبلاگ

    گفت دوتا فحش درست حسابی بهش بده. زنگ بزن با داد فحش بده و قطع کن. ایشون خیلی بیشعورن. گفتم اخلاقی نیست زیبنده ی شان من نیست و ... اما الان که خیلی گذشته میگم چند تا فحش و مقداری داد حقت بود. اما من دلش رو نداشتم. هنوز دوستت داشتم جرئت نمیکردم بهت از گل نازکتر بگم. امشب حالم بده. خیلی. من چرا هیچی بهت نگفتم؟! مقادیری داد و بد و بیراه بهت بدهکارم....

    ادامه مطلب
  • خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست رو سعدی برای تو گفته

  • نیلوبلاگ

    بهم آرامش میده...دیدارش کلماتش در آغوش گرفتنش... برای من دنیاست. دوستش دارم خانوم آقایی هزارساله شو چون دنیا بدون تو جای نفس کشیدن نیست....

    ادامه مطلب