
تو شیرین ترین تلخی زندگی منی؛ خواستنی ترین سختی و دلپذیرترین جنگِ جهانم. حواسم هست بی تابی نکنم؛ در عشق تاب آوردن همه چیز است....
ادامه مطلب
دارم دنبال کار جدید میگردم و از همیشه خوشحالترم. بعد از سالها بالاخره رسیدم. بالاخره شد....
ادامه مطلب
سال جدید همه ی تلاشم رو میکنم که پرقدرت تر زندگی کنم و از خطاکردن نترسم.امسال، سال سخت و خوبی بود. کلی اشتباه کردم که باعث شد کلی چیزتازه یادبگیرم. امیدوارم جرئت کنم در سال پیش رو آدم جسورتر و شجاع تری باشم. بخوانید...
ادامه مطلب
یه اتفاق جالبی افتاد این چند روز که نوشتنش خالی از لطف نیست؛ نماینده ی یکی از ادارات همکار همه ی توانش رو گذاشته بود کار ما انجام بشه و به نظر من این سطح همکاری و پیگیری عجیب می رسید؛ تا اونجا که کلی داستان بافتم در ذهنم. وسط حلاجی کردن و تحلیل افکارم یادم جمله ی محمدرضا شعبانعلی افتادم: افرادی که عزت نفس پایینی دارن همه چیز رو شخصی سازی میکنن! ایشون داشت به شرکت ما کمک میکرد؛ نه به من! گاهی وقتها نیاز داریم تلنگری ما رو در زاویه درستی نسبت به وقایع قرار بده. بخوانید...
ادامه مطلب
جدا شدن با فاصله گرفتن و با دور انداختن تفاوت داره. من تو رو دور انداختم؛ ازت جدا نشدم. طبیعتا هیچ کس دلتنگ چیزهایی که دور انداخته نمیشه....
ادامه مطلب
حفظ رابطه به تاب آوری نیاز داره. ولی خب مهمه که داریم چی رو تاب میاریم و برای چه هدفی و با چه استدلالی. و من الله توفیق...
ادامه مطلب
قدرشناسِ نبودنهات هستم باعث شد آرامش به زندگیم برگرده ممنونم بهم فرصت زندگی دادی...
ادامه مطلب
عزیزدلم ذهن، ما رو درباره چیزهایی که نداریم فریب میده و اهمیت اونها رو برای ما صدچندان نشون میده درحالی که واقعیت نداره. همیشه دقت کن ارزش داشته هات رو به دلیل در دسترس بودن ناچیز و کم نبینی. ابزارهای باارزش تو برای خوب زیستن همین داشته ها هستن و فقط انسانی که فاقد تعقل و منطق باشه بجای بهره مندی از داشته هاش در مسیر رشد؛ به ابزارهای دیگران غبطه میخوره که این کار به تنهایی فلج کننده ترین انتخاب هست. بخوانید...
ادامه مطلب
مهمترین وظیفه من نسبت به خودم در وقت وقوع بحران این هست که خودم رو آروم کنم و به خودم یادآوری کنم فقط یه بحران اتفاق افتاده و فاجعه ای در کار نیست. بخوانید...
ادامه مطلب
من یه ایراد بزرگ دارم؛ از آدمها دیر ناامید میشم. به امید برطرف شدن همه ی ایرادهای بزرگ اینجانب...
ادامه مطلب
آدمها میتوانند نمایش سخیف و مشمئزکننده ای از " آنچه که نیستند " باشند اما حتی همین وجه نمایشی غیر جذاب هم تصویر اصیلی نباشد.مع هذا تصور نکنید همیشه آدمهای نمایشی لزوما نسخه های درخشانی از خودشان را با فریبکاری ارائه کنند. سخت گفتم؟! بخوانید...
ادامه مطلب
اگر یکی دربرابر شما گستاخی کرد و دونفر دیدن؛ نرید برای نفر سوم روایت کنید! بخاطر حفظ شانتون در نگاه دونفر، نسنجیده رفتار نکنید که گلوله ی برفی گستاخی تبدیل بشه به بهمن وقاحت! مدام بازخورد ندین؛ هرچیزی به جواب نیاز نداره. بخوانید...
ادامه مطلب
روح داوود فقط در یک سنگ مرمر وجود داشت و میکل به روح، تجلی بخشید و این مترادف با نگاه مجسمه ساز بود که آفرینش رو نوعی خداگونگی در هنر می پنداشت.سپهر سردیس داوود رو گذاشته روی کنسول و هربار که می بینمش برای خودم دعا میکنم داشتن یا نداشتن روح و جوهره رو در دیگران درست تشخیص بدم. بخوانید...
ادامه مطلب
دیشب خواسته از پشت میزش بلند بشه که قلبش گرفته و افتاده زمین. بعدش چه شد؟ بعدی وجود نداشت. امروز رفتیم به خاک سپردیمش و به همین سادگی یکی از عزیزترین دوستانم دیگر جسم مادی ندارد. احساس میکنم بدنم حجم وسیعی از دلتنگی را در خودش جا داده و پوستم برای زندانی کردن این حجم دلتنگی نازک است. چیزی گلویم را زخم کرده؛ چیزی از جنس نبودنش... بخوانید...
ادامه مطلب
همش عادته میخوام به دوریت عادت کنم....
ادامه مطلب
سلام بابا تولدت مبارک خواستم بدونی خیلی دوستت دارم...
ادامه مطلب
چشمهات خیلی زیباست. از نگاهت سخت میشه چشم برداشت....
ادامه مطلب
تو اهل قبیله ی منی. با تو چندصدهزار نفرم....
ادامه مطلب
گاهی اگر بگی بازگشت به قبل غیرممکن میشه....
ادامه مطلب
ما در زندگی با مسائلی مواجهیم که از جنس مقابله و تلاش برای حل مساله و واکنش نشون دادن نیست. باید یکبار بنشینیم بپذیریم این شرایط ماست و در برابرش ناگزیریم به پذیرش. بعد که هر روز دیگه درگیر نبودیم و آرامش نسبی به دهنمون برگشت به مسائلی بپردازیم که در دایره اختیارات و نفوذ و انتخابهای ماست. اگر این کار رو نکنیم به شکل روزمره با مواردی مواجهیم که نمیدونیم باید بپذیریم یا تلاش کنیم برای تغییرش و این دسته بندی نکردن ما رو گیج و خسته میکنه و تمرکز و دقتمون رو از دست میدیم....
ادامه مطلب