چراغ را خاموش کردم پتو را کشیدم روی سرم و خوابیدم .صدای ویبره تلگرام هوشیارم کرد:
دوستت دارم
جواب دادم: منم دوستت دارم بخاطرهمین هر روز شش و نیم صبح میرم سرکاری که دوستش ندارم.
چراغ اتاق روشن شد. گفت دیگه نرو! بگرد دنبال کارجدید.
آخه میشه عاشق چنین مادری نشم؟!
برچسب: ان من است او,آن من است او هی نزنیدش,آن من است او, هی مبریدش,آن من است او محسن نامجو,آن من است او نامجو,آن من است او هی مزنیدش,آن من است او هی,آن من است او هی مکشیدش,متن آهنگ آن من است او,متن ترانه آن من است او,
نویسنده: اشکان هاشمی
تاريخ: شنبه
3 مهر
1395 ساعت: 9:30