ساعت دوازده شب از خواب بیدارش میکردم میگفتم بریم قدم بزنیم؟
و بدون بداخلاقی همراه میشد.
دنیای من بدون سپهر و پرهام دوتا درخت کم داشت که بشه ازش تاب بخورم...
ولی الان دوتا درخت برادرزاده هام هستن.
برچسب: نویسنده: اشکان هاشمی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 14:26