بدون درد
-
تاریخ: 1399/9/10 ساعت: 20:26
هر پایان تلخی ارزش جشن گرفتن داره؛ چون تموم شده. بلوغ همیشه درد داره عزیزم
فرودگاه بی مهر
-
تاریخ: 1399/9/10 ساعت: 20:26
من ازش جدا شدم و در آینه زیباترم. احساس قدرت میکنم. دیگه هرروز ندارمش اما هنوز خوبم و این خیلی زیباست
خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست؟!*
-
تاریخ: 1399/9/10 ساعت: 20:26
سلام بابا تولدت مبارک خواستم بدونی خیلی دوستت دارم
مادری کردم برای خودم با یک نه!
-
تاریخ: 1399/9/10 ساعت: 20:26
گفتم مامانم اگر بود جنازه ی منم روی دوش فلانی نمیگذاشت؛ اما بالاخره که چی! یه جوری باهاش کنار میام... گفت برای خودت مادری کن، بهش بگو نه. منصوره جانم تو مادرمی بعد از مادرم؛ تو پدرمی بعد از پدرم تو امیدمی وقت ناامیدی
فصل پریشان شدنم را ببین*
-
تاریخ: 1399/9/10 ساعت: 20:26
زندگی با دستگاه اکسیژن سخت بود اما نه به اندازه زندگی بی شما غیبتتون در حافظه و قلبم غیرموجه ثبت شده
سکوت ابدی
-
تاریخ: 1399/3/16 ساعت: 12:26
بیش از اینها آه آری بیش از اینها میتوان خاموش ماند. فروغ فرخ زاد
بال درآوردم
-
تاریخ: 1399/3/16 ساعت: 12:26
هرچیزی که با فرکانس خودم و راه تازه و جریان تازه زندگیمهمخوانی نداره رو رها میکنم. اشا
فصلِ رُستن
-
تاریخ: 1399/3/16 ساعت: 12:26
به دانه ای می ماندم که ترک خورده تا بروید...
منطقه پرواز ممنوع
-
تاریخ: 1399/3/16 ساعت: 12:26
چشمهات خیلی زیباست. از نگاهت سخت میشه چشم برداشت.
خداحافظی آرام بخش
-
تاریخ: 1399/3/16 ساعت: 12:26
مدیرم گفت دوستت دارم بمون گفتم به لفظ منم همه رو دوست دارم گفت از کارت راضی ام بمون هرجا بری آسمون یه رنگه گفتم برایند رفتارهای شما با من این احساس رضایت رو تایید نمیکنه. بعد با خودم فکر کردم من چیکار به رنگ اسمون دارم...
خراش کاری
-
تاریخ: 1399/3/16 ساعت: 12:26
مدیر جدید تماس گرفت گفت منتظریم بیا. کیفم رو برداشتم و رفتم... سرسری خداحافظی کردم و فقط دویدم. من رشد کردم و حواسم هست کاری نکنم که منجر به رنجم بشه.
جان پناه
-
تاریخ: 1399/2/5 ساعت: 20:48
وقتی از حرف زدن احساس تهی شدن میکنم همنشینی با سکوت کمکم میکنه از پوچی نمیرم و از هیاهو به آغوش آرامش برگردم.
تو خود تمام منی
-
تاریخ: 1399/2/5 ساعت: 20:48
تو اهل قبیله ی منی. با تو چندصدهزار نفرم.
درست دیدن روشی برای حل مساله ست
-
تاریخ: 1399/2/5 ساعت: 20:48
اینکه بلد باشی به قضایا از منظر کلان نگاه کنی و جزئیات غرقت نکنه اهمیت داره. من بلد نیستم اما دارم تمرین میکنم یاد بگیرم.
اینجا که ایستاده ام
-
تاریخ: 1399/2/5 ساعت: 20:48
و یاد میگیریم به آدمها دقیقا به حدی که قابل اعتماد بودنشان را اثبات کردند؛ اعتماد کنیم. نه حتی ارزنی بیشتر. و یاد میگیریم فضای خطای کمی به آدمها بدهیم و یاد میگیریم امن و آسوده زندگی کنیم.
لایه های پنهان شخصیت
-
تاریخ: 1399/2/5 ساعت: 20:48
همکاری دارم که به واقع در ماه های اول همکاری شیفته ی شخصیتش و دقت نظر و توانمندیش شدم. الان بعد از 8 ماه برای توانایی و دقتش احترام قائلم ولی فهمیدم " نه هر که سر بتراشد قلندری داند " و لزوما آدمها دارای ویژگی هایی که خودشون رو به اونها مزین میدونن، نیستن. در جلسه شورای معاونین فکر کردم اگر مواجهه ی...
به خودم حق میدم که...
-
تاریخ: 1399/2/5 ساعت: 20:48
روز اول کاری بعد از تعطیلات مدرسه بدون چادر مدرسه رفتم. همکارم تا من رو دید گفت تغییرات مبارکه. گفتم من بدون چادر هم با حجابم تفاوتی نکردم. بعد فکر کردم در تصمیم گیری های شخصی وقتی به دیگران توضیح مید
سر ارادت ما و ...
-
تاریخ: 1399/2/5 ساعت: 20:48
گفتم انقدر خطوط چهره تون عمیق شده بود و خسته بودین شرم کردم گله کنم از رفتارهای تندتون.... آدمی که همیشه با صدای بلند داد میزنه و حق رو به خودش میده سکوت کرد. خجالتم بیشتر شد که چرا در برابر این همه لطفش صبوری بیشتری نکردم.
بازگشت به مرحله قبل
-
تاریخ: 1399/2/5 ساعت: 20:48
گاهی اگر بگی بازگشت به قبل غیرممکن میشه.
روز و شب عربده با خلق خدا نتوان کرد*
-
تاریخ: 1399/2/5 ساعت: 20:48
ما در زندگی با مسائلی مواجهیم که از جنس مقابله و تلاش برای حل مساله و واکنش نشون دادن نیست. باید یکبار بنشینیم بپذیریم این شرایط ماست و در برابرش ناگزیریم به پذیرش. بعد که هر روز دیگه درگیر نبودیم و آرامش نسبی به دهنمون برگشت به مسائلی بپردازیم که در دایره اختیارات و نفوذ و انتخابهای ماست. اگر این ک...