انسان در جستجوی معنا*
-
تاریخ: 1396/8/3 ساعت: 8:51
فکر میکنم سلسله سوالاتی وجود داره که پیش از این که تصمیم بگیریم فرزند داشته باشیم باید بهش جواب بدیم؛ مثل اینکه آیا ما میتونیم به زندگی یه انسان تازه وارد "معنا" بدیم؟ *عنوان نامِ کتابی از ویکتور فرانکل
چهارشنبه
-
تاریخ: 1396/7/30 ساعت: 2:24
امروز که رفته بودم خرید به کیسه های شفاف و سبد های خرید دیگران نگاه میکردم دیدم از روی اجناسی که برمیدارند میشود آدمها را حدس زد. شخصیتشان ویژگی های اخلاقی حتی! خرید هم مثل رانندگی مثل معاشرت شخصیت آدمها را آشکار میکند.
خراش
-
تاریخ: 1396/7/30 ساعت: 2:24
نگذارید قهر و دلخوری رسوب کند ته دلش؛زیر قطره ی چشمش،کنار کارت مترو،در جیب لباسش؛ یک جایی بنویسید دلتان را.ترک های کوچک از زلزله های بزرگ خطرناک ترند؛ چون همیشه فکر میکنیم برای ترمیم وقت داریم.آدمی که دلخور از خانه بیرون میرود برمیگردد اما بی دلش برمیگردد.
زندگی از عدم تا عدم
-
تاریخ: 1396/7/30 ساعت: 2:24
بین مستطیل های" یک شکل و یک اندازه"*راه میرفتیم، سرم داشت گیج میرفت از نگاه کردن به عمق قبرهای خالی سه طبقه.پیش تر ها راه رفتن بین قبرهای خالی یک بازی بود حالا شده یک ترس. در راه برگشت از خودم میپرسیدم مرگ کجای زندگی من ایستاده بود؟!
آیا جهان به وسعت دلتنگی ست؟*
-
تاریخ: 1396/7/30 ساعت: 2:24
قطعا هم از نظر وسعت هم عمق جهان کوچکتر از دلتنگی ست. دلتنگی کهکشان پهناور و عمیقی ست که جهان در گوشه ای از آن جای میگیرد.
مشتری مداری
-
تاریخ: 1396/7/30 ساعت: 2:24
گفت:قبرهای جدید بهشت زهرا سه طبقه ست. دو طبقه که بخری طبقه سوم مجانی می افته برات...خنده م گرفته بود؛ شبیه تبلیغات کالاهای مصرفی، دو تا بخر سه تا ببر.هم رضایت فروشنده تامین میشود هم خریدار.
شکلات تلخ
-
تاریخ: 1396/7/30 ساعت: 2:24
بچه که بودم به خیالم مرگ شوخی بود؛ اینکه آدم را در پارچه سفیدی شکلات پیچ کنند. حالا احساس میکنم زندگی شوخی ست؛ شوخی ای که برای پشه چند ساعت و برای انسان چند ده سال و برای یک ستاره چند صد هزار سال طول میکشد.
برهان خلف
-
تاریخ: 1396/7/30 ساعت: 2:24
بیست و چند نفر بودیم. نشستیم اسم و فامیل بازی کردیم. نام غذا از "پ" نوشته بود:پسته! از ما اصرار که پسته غذا نیست؛ گفت غذای خودمه دلم میخواد پسته بخورم؛ از غذا هم مقوی تر و سالم تره! همه انقدر خندیدیم که بازی ادامه پیدا نکرد.از آن شب در ذهنم مانده که درست گفتن با به جا گفتن فرق زیادی داره.
در جریان بودن مهمه*
-
تاریخ: 1396/7/30 ساعت: 2:24
چقدر ساده و واضح و زیبا بخشی از روابط انسانی رو نشون داده که بهش بی توجهیم.به قدری فیلم "سربه مهر" روان بود که آخرش از خودم پرسیدم از چی خوشم اومد؟! * دیالوگی از فیلم سر به مهر
آیا ما والدین مناسبی برای بچه های امروز هستیم؟
-
تاریخ: 1396/7/30 ساعت: 2:24
این سوال هیچ ربطی به شرایط تاهل یا فرزند داشتن ما ندارد.اینکه برای بچه های امروزی با این سطح از ارتباطات و آگاهی والدین توانمند و مناسبی هستیم یا میتوانیم باشیم؟ والد بودن شبیه ورزش قهرمانی ست به گمانم؛ نمیشود از وقتی فرزندمان متولد میشود شروع کنیم و موفق شویم؛ باید از پیش تر تلاش مستمر و منظم داشته...
کهریزک
-
تاریخ: 1396/7/30 ساعت: 2:24
خط یک مترو چند ایستگاه بعد از ایستگاه امام خمینی قطار روی زمین حرکت میکند و نور از پنجره ها به درون واگن می تابد.خانه های نزدیک خط آهن هنوز شبیه گذشته هاست؛شبیه "شهر زیبا" ی فرهادی. فقر بدون آرایش ؛ زبر و زمخت...قطار روشن میشود و شهر تاریک
اشتباه
-
تاریخ: 1396/7/21 ساعت: 15:22
وقتی آخر قصه رو میدونی اما تصمیمت عوض نمیشه یا خیلی قوی هستی یا خیلی ساده لوحی!
فرسایش
-
تاریخ: 1396/7/21 ساعت: 15:22
وقتی رفت پیامک فرستاد :ظهر تا حالا انگار چندسال گذشت...تو این چند ساعت چند سال پیر شدم.روز سختی بود فاطمه! پیرشدن یه پروسه ست که از نقطه مشخصی شروع میشه.مرگ هم.
مواد لازم ساخت قهرمان نازل
-
تاریخ: 1396/7/21 ساعت: 15:22
شرایط را ظالمانه تر از واقعیت نشان دهید.خود را مبرا از خطا بدانید. داشتن فردیت منفعل فضیلت محسوب میشود.نباید مسئولانه برخورد کنید و بخاطر سهم خودتان پاسخگو باشید. ایمان داشته شما هیچ قصوری ندارید و اشکال از دیگران است!
۱۶ مهر
-
تاریخ: 1396/7/17 ساعت: 16:58
اگر ته دلتون احساس نشاط میکنید روزتون مبارک:)
افسردگی
-
تاریخ: 1396/7/17 ساعت: 16:58
بنزین زدم اما آمپر بالا نیومد؛چراغ بنزین روشن میگفت هیچی تو باک نیست.دیدم چقدر حال من و ماشین شبیه هم شده. دوتامون بود و نبود خیلی چیزها دیگه برامون فرقی نداره:)
عاشقی کار سری نیست که بر بالین ست*
-
تاریخ: 1396/7/17 ساعت: 16:58
"دوست داشتن" حس قدرتمندی ست، آنقدر قدرتمند که می تواند از فرشته ای مقرب شیطان رانده شده بسازد. *سعدی
تکرار چسبنده
-
تاریخ: 1396/7/17 ساعت: 16:58
بودن بعضی چیزها بعضی آدمها در زندگیمون از روی عادته نه ضرورت مثلا وقتی اکانت تلگرام پاک کردم تعادل ذهنم کمی به هم ریخت اما الان عادت کردم یه وقتی چیپس نخوردن برام سخت بود الان فکر میکنم عجب چیز چرب و شور و مزخرفی رو دوست داشتم!
آزمودنِ آزموده
-
تاریخ: 1396/7/17 ساعت: 16:58
نه اینکه فقط خطاست؛ نه! ما چقدر وقت داریم که برگردیم و تکرار کنیم؟
عمر برف است و آفتاب تموز*
-
تاریخ: 1396/7/17 ساعت: 16:58
اولش می ترسیدم! یادم هست روی کیک که ۲ و ۶ را دیدم غم ریخت به جانم! من در این چندماه ۲۶ سالگی با بخش های سخت تر و واقعی تر زندگی روبه رو شدم سنی نبود که بشود با لباس دختربچه احساساتی ای که بودم از آن رد شوم،زره پوش شدم چون دیدم زندگی هر روز"هل من مبارز" مگوید و رجز میخواند...*سعدی