خام بدم، پخته شدم، سوختم* - تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 19:25
بیست سی سال کافیه برای تا هرکس خامی رو ترک کنه حتی اگر به پختگی نرسه اما هر آدمی در یکسری موارد غیرقابل تغییره . میگه راحتت کنم فاطمه هرکس تو یه چیزایی ناپزه؛ میگم درسته منم درباره خودم میدونم....میگه نه! اونهایی که میدونی مواردی هست که داری پخته میشی و تغییر حس میکنی. درباره بخش تغییر ناپذیر خودتم ...
غرق شدن در نیمه ی پر - تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 19:25
نمیتونم به آدم هایی که مشکلات دو نفره رو سه نفره حل میکنن خوش بین باشم. مسئله خانوادگی رو در جمع فامیل مطرح میکنن یا موضوع شخصی رو به محل کار انتقال میدن. این عزیزان رو می بینم انگار یکی تو صورتم حشره کش زده؛ حس توهین و کلافگی همزمان.
تو ادامه ی منی - تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 19:25
پسرجان! تو دیگه بزرگ شدی و وقت میذاری به من مشورت میدی کدوم پیشنهاد کاری رو بپذیرم یا به جای کیف و کفش زرشکی، صورتی بپوشم.درباره مدل بستن روسریم نظر میدی. من خوشبختم که هم برات لالایی خوندم هم انقدر ادامه پیدا کردم که برام بزنی زیر آواز :)
پیشنهاد بی شرمانه* - تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 19:25
اغلب پیام هایی که در تمام این سال ها ازش داشتم در ساعت های معقولی بوده؛ مثلا ساعات اداری. جمعه ساعت دوازده و نیم شب ویس فرستاده که : فاطمه یه پیشنهاد بی شرمانه دارم؛ بیا بریم دنبال نویسندگی! آخه شرم پیشکش! عزیز بی ملاحظه ی من؛ چرا در تاریکی به قلب آدم شلیک میکنی؟! :)
جایی برای ممکن شدن - تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 19:25
یکی از نشانه های خوشبختی از نگاه من این است که شخص با مجموعه ای از ایده های عملیاتی و فازبندی شده شهر را به مقصد روستایی کوچک ترک کند. و من مطمئنا روزی به این سطح از خوشبختی دست خواهم یافت.
خسته ام مثل درختی که از آذرماهش* - تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 19:25
کبک ها مبلغ سبک جالبی از زیست هستن؛ همین اصطلاح سر در برف کردن.وقتی نمیتونیم راه حل پیدا کنیم و مشکل انقدر بزرگه که دو نسل قبل تر و سه بعدتر از ما رو می بلعه بهتره یه برفی پیدا کنیم که فقط افق دید ما رو تامین کنه ولو اینکه راهگشا نباشه.*عنوان از فاضل نظری
بوسیدن کاکتوس - تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 19:25
دوری از بعضی ها مصادف هست با آرامش روح و ذهن. حالا همیشه که نمیشه دور بود؛ پس چه کنیم؟ یاد میگیریم حتی در کنارشون خودمون رو در معرض اونها قرار ندیم. سخت که هست اما چاره جز این نیست.
برق دولت که برفت از نظرم بازآید* - تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 19:25
روی در یخچال با مگنت شعر حافظ زدم. گاهی که دور خودم می چرخم و کارهای آشپزخونه رو انجام میدم چشمم به در یخچال می افته ؛ بعد دیگه نمیتونم لبخند نزنم. حالم خوش میشه. *عنوان از حافظ
فرض محال که محال نیست - تاریخ: 1396/10/12 ساعت: 19:25
اثبات اینکه شما هر جا بوسیله دوربین های راهنمایی رانندگی جریمه شدی؛ حضور نداشتی گاهی به اندازه اثبات عدم حضور در صحنه یک جرم سخته! به این دلیل که همه فکر میکنن دوربین که با کسی خصومت نداره بی دلیل چیزی ثبت کنه.آدرس ها رو روی گوگل سرچ کردم دیدم یعنی حتی مکان مذکور بلد نبودم اما از چراغ قرمزش رد شدم!
شش دی نود و پنج - تاریخ: 1396/10/9 ساعت: 16:38
تا نشستم گفت کات کردین؟ گفتم نه! فقط دیگه نمیتونیم حرف بزنیم.گفت چرا دست و پا میزنی اسمشو عوض کنی. کات کردین دیگه!
نشود فاش کسی آنچه میان من و توست* - تاریخ: 1396/10/9 ساعت: 16:38
صندلی عقب ماشینش حافظه کوتاه مدت زندگیش بود.آخرین کتابی که میخواند، کارت گالری نمایشگاه نقاشی که رفته بود یا بروشور تئاتری که دیده بود و ... . هر وقت قرار داشتیم اول در کوچه ماشینش را با جغد کوچکی که زیر آینه آویزان بود پیدا میکردم از صندلی عقب حالش را میخواندم بعد به دیدنش میرفتم. *عنوان از هوشنگ ا...
ممنون که درِ جهنم را بستی - تاریخ: 1396/10/9 ساعت: 16:38
اگر دفعه اول می دیدم با خانومها دست میده یا اهتمام داره به استفاده از کروات قطعا به نظرم آدم بیخودی بود! من دنیا رو به آدم هایی که شکل من بودن و نبودن تقسیم میکردم. از کجا میدونستم آدمی هست که بدی های دنیا رو در نگاهم کوچیک میکنه. سایه تون از سر دنیا کم نشه الهی:)
تو دامن رنگی زنی هستی که خوب میرقصد - تاریخ: 1396/10/9 ساعت: 16:38
مرزهای جهان منو با بودنت جابه جا کردی خانوم؛ از خدا مذهب زندگی عشق آدمها تعریف تازه ای پیدا کردم با شما .هفت ساله که خوشبخت تر از نوزده سال قبلش هستم چون شما یه جایی به زندگی من ملحق شدی. یه طیف رنگی تازه به جهانم اضافه کردی که بی شما قطعا وجود نداشت. پشت همه ی چراغ قرمزها از اینکه وقت دارم یادت بیف...
روز_خارجی_حاشیه خیابان - تاریخ: 1396/10/9 ساعت: 16:38
داشتم دنبال جای پارک میگشتم. یه ماشین راهنما زد از پارک بیاد بیرون. کمی عقب تر نگه داشتم تا برن و جای ماشین مذکور پارک کنم اما طول کشید و آقا از پارک بیرون نیومد.پیاده شدم بپرسم میرن یا نه. دیدم مشغول بوسیدن عزیز کناریشون هستن. خیلی اتفاقی با آقا چشم تو چشم شدم؛ سرشو از شیشه بیرون آورد گفت به شما رب...
ترمه - تاریخ: 1396/10/9 ساعت: 16:38
شبی که به دنیا اومدی یادمه. بابا با بیمارستان تماس گرفت گفت نخوابی بچه از دستت بیفته! کفش و جوراب هامو در آوردم پاهام رو گذاشتم زمین که خواب از سرم بپره.الان با لباس مدرسه که می بینمت سنم یه معنی تازه برام پیدا میکنه.
شنا بلدی؟ - تاریخ: 1396/10/9 ساعت: 16:38
آدم ها رو با علاقه و محبت و توجه نکشید. اجازه بدین نفس بکشن. غرقشون نکنین؛ بگذارید شنا کردن یاد بگیرن.
خیلی نزدیک خیلی دور - تاریخ: 1396/10/9 ساعت: 16:38
تو با هرکس که میخندی گریه میکنی سفر میری رفت و آمد داری دوست و خیرخواهت نیست.دلیلی نداره ارتباطت با این گروه خراب بشه اما نباید یادت بره! با افرادی که موضوع به این سادگی رو درک نمیکنن احساس امنیت روانی ندارم.
جنگ از طرف دوست دل آزار نباشد* - تاریخ: 1396/10/7 ساعت: 19:47
میگه عزیزم نمیخوام تخطئه شخصیتیت کنم اما قاطی کردی! بعد میپرسه ناراحت شدی؟ میگم سعی میکنم همه حرفهاتون رو جدی نگیرم؛ فقط بعضی مهم ترهاش.... میگه ناراحت نشدم از حرفت؛ شبیه یه فاتح حرف میزنه.*عنوان از سعدی
natural - تاریخ: 1396/10/7 ساعت: 19:47
از آدم ها نسخه های ادیت شده نسازیم. فرصت بدیم خودشون باشن؛ ظرفیت و سطح پذیرشمون رو بالا ببریم .درباره دیگران محکم و قاطع نظر ندیم. خیلی از ارزش گذاری های خوب و بد محصول سلیقه ست و صحت چندانی نداره.همه مثل همیم.
نانویسا - تاریخ: 1396/10/6 ساعت: 8:24
اگر با اسم مستعار مینوشتم یا نویسنده آقا بود حتما چیزهایی برای گفتن داشتم که الان با نام خودم شجاعت نوشتنش رو ندارم.

برچسب‌های مرتبط

دیوانه سر صحبت فرزانه ندارد | ديوانه سر صحبت فرزانه ندارد | دانلود دیوانه سر صحبت فرزانه ندارد | دانلود آهنگ دیوانه سر صحبت فرزانه ندارد | فضیلت های ناچیز ناتالیا گینزبورگ دانلود | فضیلت های ناچیز | فضیلت های ناچیز دانلود | فضیلت های ناچیز ناتالیا گینزبورگ | فضيلت هاي ناچيز | بس در طلبت کوشش بی فایده کردیم