یلدا - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 2:56
اول هفته ی خوبی ساخته شد. با همکارها بدون بچه ها یلدا رو جشن گرفتیم. احساس خوبی به حضورشون دارم و این یعنی انتخاب خوبی داشتم.
انصراف - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 2:56
براش نوشتم : دوستت دارم اما دیگه دلیلی نداره ببینمت. انقدر میفهمیدم که بدونم دوست داشتن یه ادم خودشیفته عاقبت خوشی نداره. یکی شبیه نامادری سفید برفی که از اینه هم اعتراف میگرفت که بهترینه.
بدهکارم به تو... - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 14:26
گفت دوتا فحش درست حسابی بهش بده. زنگ بزن با داد فحش بده و قطع کن. ایشون خیلی بیشعورن. گفتم اخلاقی نیست زیبنده ی شان من نیست و ... اما الان که خیلی گذشته میگم چند تا فحش و مقداری داد حقت بود. اما من دلش رو نداشتم. هنوز دوستت داشتم جرئت نمیکردم بهت از گل نازکتر بگم. امشب حالم بده. خیلی. من چرا هیچی به...
کی میدونه چی درسته - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 14:26
میگه برو یه ساز رو یاد بگیر. یه ورزشی رو دنبال کن؛ حرفه ای. ماهی یه سفر برو ولی این تصمیمی که میخوای بگیری الان اصلا درست نیست. چی بگم بهش؟چی میشه گفت وقتی مطمئن هستن که اشتباه میکنم؟!
بخار آب که بی خاصیت نیست :) - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 14:26
با لبخند گفت سروری دوشادوش خودم روی بودنت حساب میکنم. گفت ممنون که دقیق و مسئولیت پذیر و بی حاشیه ای. این تعریفها رو از آقایی شنیدم که از جلسات ماهیانه ش همکاران با گریه و خشم میان بیرون...فکر کنم دیگه ازش بدم نمیاد.
مردان کوچک - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 14:26
ساعت دوازده شب از خواب بیدارش میکردم میگفتم بریم قدم بزنیم؟ و بدون بداخلاقی همراه میشد. دنیای من بدون سپهر و پرهام دوتا درخت کم داشت که بشه ازش تاب بخورم... ولی الان دوتا درخت برادرزاده هام هستن.
خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست رو سعدی برای تو گفته - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 14:26
بهم آرامش میده...دیدارش کلماتش در آغوش گرفتنش... برای من دنیاست. دوستش دارم خانوم آقایی هزارساله شو چون دنیا بدون تو جای نفس کشیدن نیست.
لذتِ برادر داشتن - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 14:26
دلم برای فرشید تنگ شده. تماس گرفتم بغضم گرفت. منتظرم پنج شنبه بیاد بگه بپر در آغوش اسلام یه ماچ بده ببینم... الان تلفنی کلی حرف زدیم ولی دلتنگیم رو چاره نکرد. خدایا مرسی که فردا پنج شنبه ست :)
یار - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 14:26
دلم براش تنگ شده...مگه میشه با یکی 55 هزار کیلومتر راه بری بعد عاشقش نشی؟ امروز صبح که دیدم پارکینگ جاش خالیه فکر کردم شبها دور از من کجا می مونه. مگه میشه برام مهم نباشه وقتی دوستش دارم؟
لوکیشن آشنا - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 14:26
ازت ناامیدم اما دوستت دارم. مثل ماشین بی بنزین... مهم نیست ماشین چند ده میلیونی هست یا چند میلیاردی، حرکت نمیکنه. یادته گفتم دوست داشتن اونقدرها که تو فکر میکنی مهم نیست؟!
در گوش تو گویم که کجا رقص کنند* - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 14:26
یه طوری خسته ام که لازم دارم همه چیز رو زمین بگذارم و خودم رو بغل کنم. سکوت و تنهایی لازم دارم خودم رو یادم بیاد. یه راه دیگه هم دارم خودم رو یادم نیاد؛ اونچه که در حال هستم رو بسازم. از نو. ابزار دارم؟
چمدانم کجاست؟ میخواهم بی خبر راهی سفر بشوم* - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 14:26
هر تلاشی که میکنم عبث و بی معنی شده. میخوام یه مدت کاری نکنم و فقط آرامشم رو حفظ کنم. هرچند حفظ آرامش خودش یک دنیا کار محسوب میشه.
مرسی که بخار نیستی - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:20
دیگه به نظرم بخار اب نیست. گفت : از اینکه با اون جسارت و صراحت در جلسه رسمی اعتراض کردی ازت ممنونم. سروری رفتار تو رو بخاطر حرفه ای بودنش تحسین میکنم. فکر کنم دیگه از این به بعد هفته ای یکبار بهش سلام کنم :)
یک آدمِ یکپارچه - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:20
اینکه ابا نداره تلفن رو که برمیداره با عشق به فرزندش بگه جانم باباجان و نمیترسه بقیه متوجه بشن بچه ای داره و طلاق گرفته... مردی که در شرایط قراردادش چیزی شبیه این را با کارفرما توافق کرده: مکرر نیاز به مرخصی ساعتی پیدا خواهم کرد؛ با هر تماس فرزندم. اینکه ابدا مذهبی نیست اما چارچوب های رفتاری ظریفی ر...
وسط راه که وقت بی وفایی نیست! - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:20
دیروز به بچه ها گفتم ممکنه نیام ممکنه ناراحت شدن اغلبشون؛ دوتاشون زدن زیر گریه و چند تایی بغض کردن. بی تفاوت هم داشتیم البته... بعد گفتم بچه ها رفتنم یه شوخی بود. کنارتون هستم. دوستشون دارم و دلم براشون تنگ میشه اگر نبینمشون. هلیا گفت خانوم وسط سال وسط راه وقت بی وفایی, نیست. نباید ما رو تنها بذارید...
تو قله ی دوست داشتنی در جهان من - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:20
مریم میدونی هر آهنگ عاشقانه ای من رو یاد تو میندازه میدونم دوستم داری.
شما خونه ی من هستید - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:20
یه شب مریم ازم دلخور بود. به مامان گفتم چای بریزم باهم بخوریم؟ گفت چای از دست کسی بگیرم که مریم ناراحت کرده؟ بعد از مامان بابا و حتی وقتی بودن ضربان قلبم مریم بود و هست. هانیه امروز پرسید فاطمه کی رو تو دنیا اندازه مریمتون دوست داری؟ خیلی فکر کردم...خیلی ها. کسی یادم نیومد. شما رشته های اتصال من و ش...
امید داشتن - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:20
امید دیشب اومد حرف بزنیم سرم روی شونه ش افتاد و خوابم برد. کمی بعد شونه ش رو حرکت داد گفت خوابت جزئی از حرفت بود؟ بعد که بیدار شدم هنوزم دلم میخواست سرم همونجا باشه ولی خواب بهم غلبه کرد و بوسیدمش رفتم که بخوابم. گفت من نمیذارم هر خانومی منو ببوسه ها؛ تو خیلی خانومی که اجازه داشتی تازه بی هوا منو بب...
اولویت فعلی - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:20
یادته میگفتی حفظ کردن خلوص سخته؟ من دلم میخواد خالص باشم اما هنوز راه دارم تا خلوص؛ تا مثل آسمون کویر شدن...
صدای تو خوب است* - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:20
ایمان یعنی ریشه داشتن در سختی و باد و بوران و هوای سرد... ایمان یعنی ایستادن خدایا بیا و از ما ناامید نشو وقتی می بینی چقدر بی ایمانیم...دنیا ترسناک میشه اگر رهامون کنی. خدایا حتی اگر فرزانگی درآوردن کفشهامون رو به وقت دیدن نور کنار کوه طور، نداریم؛ کفشهامون رو به جبر از ما دور کن و صدامون کن...این ...

برچسب‌های مرتبط

دیوانه سر صحبت فرزانه ندارد | ديوانه سر صحبت فرزانه ندارد | دانلود دیوانه سر صحبت فرزانه ندارد | دانلود آهنگ دیوانه سر صحبت فرزانه ندارد | فضیلت های ناچیز ناتالیا گینزبورگ دانلود | فضیلت های ناچیز | فضیلت های ناچیز دانلود | فضیلت های ناچیز ناتالیا گینزبورگ | فضيلت هاي ناچيز | بس در طلبت کوشش بی فایده کردیم